X
تبلیغات
دبستان ابوذر(معین زاده) رفسنجان

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند و پنجره های اتاق باز نمیشد نیمه شب احساس خفقان کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت

نمی توانست آن را باز کند بامشت به شیشه پنجره کوبید وهجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شبرا راحت خوابید صبح روز بعد فهمید که ششه کتابخانه ای را شکسته است و همه شب پنجره بسته بوده است او فقط با فکر "اکسیژن "اکسیژن لازم را به خود رسانده بود.

"اسکاول شین"

شما آنچه را که می بینید باور نمکنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید.

"برایان تریسی"



تاريخ : شنبه 14 اردیبهشت1392 | 11:26 | نویسنده : آقای صرافی |
آسمان زلال آبی در یک چشم بر هم زدن چند تا تکه ابر سفید تو کله ی ظهر رو تو سفره ش مهمون کرد.خورشید خانوم که شاهد این بزم بود تندر را صدا زد و او نیز فریاد زنان شادی خودش را با ما آدمهای روی زمین تقسیم کرد.چنان بارانی باریدن گرفت که انگار درخت توت را تکانی سخت داده باشی.گنجشک ها بهت زده جیک و جیک کنان دنبال سرپناه می گشتند یا شایدم چند تا برگ توت رو پناهگاه خودشون قرار داده بودند.چندتا عابر پیاده دستها را دو طرف گره کرده بودند و با سرعت به دنبال جان پناه می گشتند.شیشه های بارون نخورده ماشین ها زیر رگبار باران جلوه ای تازه یافته بود.آسمان همچنان می غرید و باران نیز در حال باریدن بود منظره جالبی در حال شکل گرفتن بود تابلوی بی بدیلی به دست نقاش طبیعت در حال تکامل بود صدای سکوت شهر با موسیقی باران و آسمان زیبایی نویی خلق کرده بود چقدر زیباست صدای شکستن سکوت در زیر باران،بارانی که سیاهی و زشتی ها را می شوید تا چهره ی زیبای خورشید بیشتر نمایان گردد من هم در گوشه ای از حیاط ایستاده بودم و به سمفونی باد و باران و رعد گوش فرا می دادم.در اندیشه بودم که چقدر زیباست اتحاد بین آسمان و ابر در خلق کردن تابلویی زیبا از طبیعت.

چند تا جوجه زیر قفس رنگ و رو رفته ی سیمی زیر داربست انگور صدایشان را سر داده بودند انگار آنها هم از آمدن باران در این فصل شادمان شده اند.چندتا بچه ی ریز و درشت خودشون رو به دست بارون سپرده بودند آخه گرمای هوا به اونها این مجال را داده بود که تن به بارون بسپارند.در بین اونها علیرضا کوچولو بیشتر خودنمایی می کرد گاهی جست و خیز کنان به بالا و پایین می پرید .صدای شرشر ناودون هم بر زیبایی این صحنه افزوده بود.تازه فهمیدم شکستن سکوت خیلی هم کار مشکلی نیست!!!



تاريخ : جمعه 13 اردیبهشت1392 | 12:51 | نویسنده : آقای صرافی |
روز معلم گرا می باد


معلم عزیز! آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق
را به من می آموختی،
دلم از گوهر کلمات خالی بود؛


تو مرا سرشار از واژه های روشن می کردی.
سال هاست که از آن لحظه های شیرین می گذرد،
ولی هنوز یاد و نامت در دلم زنده است.

آن زمان ها برایم از دانایی می گفتی و محبت را به من می آموختی.
من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم از قدم برمی داشتم، تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه و لغزش گاه های زندگی نیفتم.

من امروز به احترام نامت قیام می کنم و در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم.

می خواهم به آسمان بال بگشایم و نامت را بر صحیفه آبی اش
حک کنم.ورق هاى دفتر من سیاه مى شوند و گیسوان تو سپید
من قد مى کشم تا تو نفس مى کشى...

هر روز
در تو پیامبرى بامن سخن مى گوید
که چشم هایش از بى خوابى سُرخ اند
آه!

در کلاس درس تو
حتى تخته سیاه روسفید شد
من هنوز شرمنده...

چقدر خسته ات کردم...

گر دستم را به دستان تو نسپارم، در جاده سنگلاخ جهل، به کدام دستاویز
متوسل شوم؟
با تو، هواى سرزمین دانش هرگز ابرى نیست. آفتاب بى دریغ، معلم!

عشق، معلم است و معلم، عشق. خوشا آن که عاشق شود!
بهترین معلم، همان است که در کلاس نگاهش میان ذهن و دل دانش آموز، طواف مى کند.

پایت را همیشه جاى پاى معلم بگذار؛ او راه را اشتباه نمى رود.
کسى که براى معلم خود بهترین شاگرد باشد، روزى براى شاگرد خود بهترین معلم خواهد بود.

معلم بى مهر، جهاد خود را تباه مى کند.
آموزگار خوب، حتى نگاهش را بین شاگردان خود به مساوات تقسیم مى کند.

همه جا مى تواند کلاس درس باشد و همه آدمیان براى یکدیگر، معلم.
آموزگارى که سینه اش لبریز از دانش و حقیقت است، پیراهنش بوسیدنى است.

آموزگار حقیقى، غم هایش را پشت در جا مى گذارد و با لبخند وارد کلاس درس مى شود.
آموزگارم! اگر تو نبودى، کابوس شب هایم به رنگ سؤالاتِ بى جواب بود.

زنگ مدرسه، اذانِ شتافتن به آستان مقدس معلم است.
هر گیاه دانش که سر از خاک برمى آورد، ابتدا به تو سلام مى کند.

هر انسانى که به دنیا مى آید، بارى بر دوش معلمان زمین افزوده مى شود.
آن چه معلم روى تخته سیاه مى نویسد، کمترین چیزى است که از او مى آموزیم.

نهایت آموختن معلم، رفتار اوست.
معلم خوب، ابتدا خوب زندگى کردن را به شاگرد مى آموزد و پس از آن، خوب درس خواندن را.

عاقبت، روزى تخته سیاه ها زبان مى گشایند و خستگى قرن هاى معلم را شهادت مى دهند.
معلم، لقمه هاى دانش را با دستان خویش، در سفره ذهن دانش آموزان مى گذارد.

عشق با تو آغاز شد.

کلاس خاطره ها با یاد تو جان گرفت.
تو در سپیدی برگ های دفتر دلمان جریان داری.

تو بودی و کوله باری از مهر؛
ما بودیم و تشنگی در وادی محبّت تو ما بودیم
و خانه های دلمان در آستانه چلچراغی از مهربانی ات.

بر لبت باران نور بود و دل ما کویر تاریکی؛
قطره قطره بر سطح ترک خورده زمین دلمان باریدی
و علم در ما جوانه زد.

نگاهت، مکتب عشق بود و ما مکتب نشین چشم هایت بودیم.

ما دست در دست تو نهادیم تا راه پرپیچ و خم زندگی
را با تو گام برداریم.

دل به دل ما سپردی و گرمای وجودت را در سرمای تمام فرازها و نشیب ها همراهمان کردی تا در یخ بندان جهالت، در جا نزنیم.

چراغ دانشی که در دست ماست،
روشنایی از تو دارد، معلّم!

معلم عزیر! آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق
را به من می آموختی،
دلم از گوهر کلمات خالی بود؛

تو مرا سرشار از واژه های روشن می کردی.
سال هاست که از آن لحظه های شیرین می گذرد،
ولی هنوز یاد و نامت در دلم زنده است.

آن زمان ها برایم از دانایی می گفتی و محبت را به من می آموختی.
من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم از قدم برمی داشتم، تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه و لغزش گاه های زندگی نیفتم.

من امروز به احترام نامت قیام می کنم و در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم.

می خواهم به آسمان بال بگشایم و نامت را بر صحیفه آبی اش
حک کنم.



تاريخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 17:56 | نویسنده : آقای صرافی |
بهانه ای شد تا به مناسبت هفته معلم دریچه ذهنم راباز نمایم خاطرات شیرین وگاهی تلخ دوران معلمی را مرورنمایم . ازمرارتها وملامتهای دوران سی ساله قلم برنگارش درآورم .ناپخته ای که در کلاسی به وسعت همه ی دلهای بیقرار چونان آهنی آب دیده گردید ودرراه خدمت ازپای ننشست.شایدقلم ازادامه ره درمانده گردد اما  چون "من علمنی حرفا وفقد صیرنی عبدا" را در ذهنم جستجومی کنم سرتعظیم دربرابراستاد فرود می آورم وبردستانش بوسه می نشانم. انانکه دربینمان هستند وآنانکه از عالم خاک رخت برکشیده اند .آنانکه سوختند تا ره تاریک راروشنی بخشایند.

توکلی ها.رچبی ها. صالحی ها. حسن شاهی ها. و..که نامشان ازصفحات تعلیم وتربیت جداناشدنی است.

امروز بهانه ای شد تاهمراه با خیل عظیم آنانی که درخدمتتان درس عشق آموختند تبریکات خودرا روانه ی قلبهایتان سازم .

خدابخش ها.رحمتیان .نیکزاد . باقری. چوبفروش.پورعلی . ارجمند. ولی.تقی زاده.بنی اسدی و ترابی و... که یادوخاطره شیرینشان درآلبوم مدرسه ماندنی خواهدبود .

فارسی.احمدی.نوروزی. کرمی.میرزایی. خلیلی.نورمحمدی. بنی نجار.امیری و بنی اسدی .پورمحمد علی وجاودانی وجعفری. فتحی . کلانتری. بمانادی.و خواجویی ورضایی وابراهیمی وعباس آبادی.

روزتان مبارک هفته معلم برشما عزیزان مبارکباد.آریانی عزیز ناصری بزرگوار روزتان مبارک دستهایتان سبز. وجودتان لبریز از شادابی وطراوت وسایه ی عمرتان پایدار باد

              کارکنان دبستان معین زاده (ابوذر)




تاريخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 17:54 | نویسنده : آقای صرافی |

ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز زن مبارک

مادرم ای بهتر از فصل بهار

مادرم روشن تر از هر چشمه سار

مادرم ای عطر ناب زندگی

مادرم ای شعله بخشندگی

مادرم ای حوری هفت آسمان

مادرم ای نام خوب جاودان

مادرم ای حس خوب عاشقی

مادرم خوشتر ز عطر رازقی

مادرم ای مایه ی آرامشم

مادرم ای واژه ی آسایشم

مادرم ای جاودان در قلب من

مادرم ای صاحب این جسم و تن

مادرم می خواهمت تا فصل دور

مادرم پاینده باشی پر غرور

مادرم روزت مبارک ناز من

مادرم تنها تویی آواز من



تاريخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 17:53 | نویسنده : آقای صرافی |
دوستداران وبلاگ سلام

شاید چند روزی منتظر گشایش صفحات وبلاگ بودید با توجه به تغییر نام مدرسه به زنده یاد شادروان معین زاده کم لطفی بود اگر نام بزرگ معین در صفحات زرین وبلاگ گنجانده نشود بنابراین ضمن پوزش از غیبت چند هفته ای منتظر نظرات،انتقادات و پیشنهادات شما همراهان صدیق خواهم بود تا آنچه شایسته نام مدرسه و تلاش بی وقفه همکاران عزیز بوده تحقق یابد و شاهد شکوفایی و پویایی برنامه های مدرسه باشیم و در این راه از همراهی تک تک اعضا و نمایندگان انجمن،معاونت ها و... بهره مند خواهیم شد.



تاريخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 17:51 | نویسنده : آقای صرافی |
باحول وقوه الهی ودر استانه هفته میلاد حضرت فاطمه (س) جلسات پایه ی اول برگزار ضمن تبریک روز مادر وروز زن  وکارگر براهمیت نقش زنان ومادران در آموزش فرزندانی متدین تاکید گردید

برنامه های سال اتی به اطلاع رسانده شد.

وبلاگ مدرسه پل ارتباطی خانه ومدرسه معرفی گردید

ازهمراهی عزیزان تقدیر وتشکر به عمل آمد

تشکیل کلاسهای فوق برنامه به اطلاع رسانده شد.



تاريخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 11:28 | نویسنده : آقای صرافی |
آزمون شورای آموزگاران  درمورخه ۸/۱۱/۹۱

درجلسه ی شورای معلمان ابتداضمن خسته نباشید وتبریک میلاد پیام اوررحمت  وامام صادق برموارد ذیل اشاراتی شد.

- تکریم ارباب رجوع.

- ارسال نمرات توصیفی کارنامه ها

- حضوربه موقع درمدرسه

-  همکاری درایام دهه فجر مطالبی بیان شد

س۱ دانش آموزی درنوشتن املا ضعیف است مشکل اودرچیست؟

س۲- دانش آموزی ناخنهای خودرامی جود راه چاره اوچیست؟

س۳- بهترین اموزش نظم به فراگیران چیست؟

س۴-علت بد خطی دانش اموزان رادر چیزهایی جستجو می کنید؟

س۵- ایا دادن خلاصه نویسی ازچند کتاب غیردرسی راراهی برای رفع ضعف املا توصیه می نمایید؟

س۶- احکام ساده ابتدایی (دین)راچگونه اموزش می دهید؟

س۷- بهترین راه مطالغه مجلات رشد وپیوند راچگونه پیشنهاد می کنید؟

س۸- بهترین راه توجه به بخشنامه های ارسالی ازسوی همکاران را چه پیشنهاد می کنید؟

س۹- ازدانش آموزان وخانواده انها چقدراطلاع دارید؟

س۱۰- خلاقیت ایجاد روحیه پزوهش وتحقیق راچگونه درباورها بگنجانیم؟

باتقدیر وتشکراز همکاران خانم اقدس نودمحمدی وگوهرنوروزی که درپاسخ به سئوالات گوی سبقت راربوده اند باریشان ارزوی موفقیت دارم



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن1391 | 8:34 | نویسنده : آقای صرافی |
  • پی دی اف سنتر
  • ریش